تبليغاتX
مشکلات یادگیری و رفتاری

مشکلات یادگیری و رفتاری

بررسی مشکلات یادگیری و رفتاری

نوعي خداحافظي

اواخر بهمن سال 88 بود كه عزيزي به محل كارم آمد . از او خواسته بودم نرم افزاري را به كامپيوترم نصب كند . باد ديدن پوشه هاي مختلف در درايوها  كه پر از مطالب گوناگوني در زمينه هاي شغلي ام از جمله مقالاتي در مورد اتيسم ، مشكلات رفتاري و يادگيري كودكان ، طرح درسهاي روان شناسي و فلسفه كه براي دانش آموزان عزيز دبيرستاني و پيش دانشگاهي نوشته بودم ، اشعار و ديكلمه هايي كه در مراسم و مناسبتها بعنوان مجري برنامه از آنها استفاده مي كنم ، متون سنخنرانيهايم در كارگاههاي آموزشي و غيره بود ، با تعجب گفت : اين همه نوشته ! چرا وبلاگي باز نمي كني كه ديگران هم اين مطالب را بخوانند ؟ فكري كردم و از او خواستم وبلاگي برايم باز كند . پرسيد : اسم وبلاگ را چه بگذاريم ؟ گفتم : به ياد بچه هاي عزيز اتيستك ، كه دوستشان دارم ، اسم وبلاگ را اتيسم بگذار . او هم اين كار را با اضافه كردن AC  به عنوان پسوندي با نشان آذربايجان انجام داد . در اين مدت يك سال و اندي ، تقريبا تمام مطالبي كه در درايوها بود ، وارد وبلاگ كردم . اكنون خوشحال و خرسند هستم كه دوستان بسياري در نقاط مختلف پيدا كرده و از  نظرات آنان در مورد مسائل مختلف استفاده كرده ام . وبلاگ نويسي برايم اين فرصت را به وجود آورد كه ساعاتي از اوقات فراغتم را به خواندن مطالب دوستانم اختصاص داده و از تجربيات آنان در مورد مسائل گوناگون استفاده كنم . جا دارد كه با نصب العين قرار دادن حديث مولا اميرالمومنين ( عليه السلام ) كه فرمود : ( من علمني حرفا فقد صيرني عبدا ) خاضعانه از همه كساني كه از مطالبشان استفاده كردم ، تشكر كنم . و اگر در اين مدت خداي ناكرده  ناخواسته و ندانسته با نوشتن مطلبي و يا درج نظري دل عزيزي را رنجانده ام ، صميمانه عذرخواهي مي كنم .

اكنون با بسياري از دوستان علاوه بر وبلاگ ، از طریق ايميل هم ارتباط دارم . و اميدوارم اين ارتباطها همچنان ادامه داشته باشد . از خواندن مطالب خوب دوستانم دست نخواهم كشيد . چون به خواندن و استفاده از تجربيات و مطالبشان احتياج دارم. نوشته هايشان بوي علم و تجربه مي دهد و در اين زمانه كه مملو از سياست زدگي و خرافه گرايي و عوام فريبي است ، روح مرا آرامش مي بخشد . هميشه به يادشان خواهم بود و از خواندن مطالشان لذت خواهم برد . يك دنيا شادي و سرور خدايي براي همه عزيزان آرزومندم .

+ نوشته شده در  90/03/05ساعت 9:27  توسط زین العابدین حسین زاده  | 

ميلاد دخت نبي اكرم (ص)

سالروز ميلاد باسعادت دخت نبي اكرم صلي الله عليه و آله و سلم و روز زن  مبارك.

فوج ملك ، آتش عود آوريد

رو به فدك سر به سجود آوريد

آينه بنديد همه خاك را

كوچه و پس كوچه ءافلاك را

باده فشانيد كه ساقي رسيد

فاطمه (س) با جام اقاقي رسيد

+ نوشته شده در  90/03/03ساعت 15:26  توسط زین العابدین حسین زاده 

نقش بازي در درمان كودكان اتيستيك

بدون شك همه كودكان مهارتهاي زندگي را از بازي مي آموزند . در عين حال كودكان اتيستيك نياز به بازي و تعامل بيشتري با وسايل و مخصوصا افراد دارند . در مباحث قبلي بسياري از خصوصيات رفتاري اين كودكان را توضيح داده و در چند مورد به چگونگي رفتارهاي والدين و اطرافيان به اين كودكان پرداخته ام . حال در ذيل  به چند مورد از بازي هايي كه به آموزش و كسب مهارتهاي جسمي ، ذهني، اجتماعي ، شناختي و خودياري اين بيماران كمك مي كند ، اشاره مي كنم .

1-   خالي كردن بادكنك و رها كردن آن

2-   فوت كردن شمع

3-   نقاشي كردن

4-   بشين يا بچرخ ( به كودك مي گوييم : بچرخ ؛ او مي چرخد ؛ بعد مي گوييم : بشين ؛ او مي نشيند .

5-   پوشاندن صورت و نمايان كردن ناگهاني آن با صدا يا جملات جالب براي كودك

6-    كودك را در پتويي پيچيده و به بدن او فشارهاي ملايمي وارد كنيد . اين كار به تقويت حسي او نيز كمك مي كند .

7-   حرف زدن و صدادرآوردن در ظروف براي ايجاد اكو

8-   قلقلك دادن ( اگر كودك نيز ياد بگيرد كه شما را قلقلك بدهد ، تعامل بهتري صورت خواهد گرفت . )

9-   تكان دادن صندلي كه كودك بر روي آن نشسته است . ( هل دادن در چهار جهت و در هرجهت به مدت يك دقيقه )

10-گرفتن مچ پاهاي كودك در حالت نشسته و كشيدن او بر روي زمين

11-لي لي حوضك

12-الان ميام مي خورمت

13- شكلكهاي خنده دار درآوردن

14- تاب دادن و خواندن آوازهايي كه از نام كودك در آن استفاده مي شود.

15- دنبال هم كردن

16-سواري دادن به كودك

17- با عروسك بعنوان موجود زنده با كودك صحبت كنيد

18- با دست خود بعنوان عنكبوت كودك را دنبال كنيد.

19-  تظاهر به اينكه مي خواهيد دماغ او را كنده و در جيب بگذاريد.

20- رقص به همراه موسيقي و ثابت ماندن به طور خنده دار ، وقتي كه موزيك متوقف مي شود .

21- با سر به شكم كودك به آرامي ضربه بزنيد و صدا دربياوريد.

22- با پارچه اي سر خود را بپوشانيد و از كودك كمك بخواهيد.

23-  كودك را برقصانيد.

24-به كودك بگوييد : دستها بالا ؛ سپس او را قلقلك بدهيد .

25-كودك را بغل كرده و به او بگوييد : الان مي افتي ؛ سپس تظاهر كنيد كه او مي خواهد بيفتد .

26-خانه ي كوچكي بسازيد و درون آن برويد.

27-مخفي شويد و از كودك بخواهيد كه شما را پيدا كند.

28-بر روي پاي كودك بخوابيد و ناگهان با وحشت از خواب بلند شويد .

29-بادكردن آدامس بادكنكي

30-هنگامي كه مي خواهيد به او خوراكي بدهيد ، آن را بالا برده و همراه با صدا درآوردن ، به طرف دهان كودك ببريد.

31-از كودك بخواهيد بيني شما را فشار دهد و شما صداي بوق دربياوريد.

32- از كودك بخواهيد به شما غذا بدهد .

33-دستمال كاغذي را روي صورت خود قرار دهيد و آن را فوت كنيد تا به هوا برود.

34-بدن خود را به حالت پل دربياوريد و كودك از زير شكم شما رد بشود .

35- از كودك بخواهيد حركات بدن ، دستها ، پاها ، صورت ، دهان و زبان شما را تقليد كند . ( مثلا دستها را به روي گوشها بگذاريد و بگوييد : اينطوري كن . )

36-قسمتهاي مختلف بدن كودك را ماساژ دهيد و از او بخواهيد او هم بدن شما را ماساژ دهد .

37-نور چراغ قوه را در جهات مختلف حركت دهيد و از او بخواهيد نور را دنبال كرده و سعي كند دست يا پايش را روي آن بگذارد.

38- مقداري نخود ، لوبيا و عدس را در كاسه اي بريزيد و از كودك بخواهيد هركدام را دانه دانه با انگشتان شست و اشاره برداشته در داخل بطري بيندازد.( سعي كنيد بطري اي را انتخاب كنيد كه دهانه اش تنگ باشد . )

39-مهره هاي رنگي را نخ كنيد و از كودك بخواهيد همانطور كه شما مهره هاي مختلف را رج مي كنيد ، او هم مثل شما رج كند . (مثال: يك نخ در دست شماست و نخ ديگر در دست كودك . اولين مهره اي كه شما نخ مي كنيد ، مكعب آبي است و دومين مهره مخروط زرد و سومين مهره كره ي سبز ؛ كودك نيز بايد به همين ترتيب نخ كند و با گرفتن خوراكي مورد علاقه اش و يا هر نوع جايزه ديگر تشويق شود . )

40- انداختن و گرفتن توپ ( ابتدا با دو دست و سپس با يك دست )

41-  ضربه زدن به توپ آويزان با دست و پا

42- پرش جفت پا از ارتفاع كم و مانع كوچكي در روي زمين توسط كودك و به همراهي شما .

43- لي لي كردن و ضربه زدن به توپ با پايي كه در روي زمين است .

44-  همراه با كودك دست خود را روي دورتا دور ديوارهاي اتاق  بكشيد و همزمان صدا در بياوريد و اين كا را تا تخليه كامل ريه ها از هوا ادامه دهيد . ( مثلا : آآآآآآآآ -  اييييييييييييييييييي - اوووووووووووووووووو...)

+ نوشته شده در  90/02/29ساعت 9:19  توسط زین العابدین حسین زاده  | 

ما در كجاي دنياي علم هستيم؟

هفته ي بزرگداشت مقام معلم سپري شد ؛ درست مثل سالهاي قبل ! اكنون در كشور ما  نه از توجه به جايگاه علم در دنيا خبري است و نه به معلم به عنوان يك عالم نگاه مي شود ! به زعم سياستمداران ، علما همان كساني هستند كه نه تنها به علم امروز ، بلكه به علم ديروز قانع بوده و وضعيت كنوني جامعه را بهترين وضع ممكن ميدانند و از كوچكترين تلاش و جنبشي براي رسيدن به جايگاهي بالاتر از اكنون و اينجا دريغ مي ورزند! گويي به نظر بعضي ها علم اين است كه بداني در تيمم چند مرتبه بايددست را بر خاك بزني و حكم حيض و نفاس و استحاضه چيست ؟! بگذار اين سطور خوشايند عده اي نباشد ؛ دل پردردم خونين است . ... علماي ما كجا هستند ؟در حالي كه علماي ساير جواحع ، هيچكدام به وضع موجود خود راضي نيستند و هر روز در آرزوي يافتن فردايي بهتر به دنبال علم و دانش و فن آوري جديد هستند!!! ما هم در كشور خود يك هفته شعار بزرگداشت مقام علم و معلمي داديم و سخنراني هاي پرطمطراق افرادي در خصوص جايگاه علم و علم اندوزي در اسلام را گوش داديم و ديگر هيچ ...!

با اين حال يقين دارم كه آحاد جامعه ي ما به علم و دانش اندوزي علاقه دارد. فقط همتي از طرف مسئولين لازم است كه اين پتانسيل عظيم علم دوستي را به حركت و تكاپو واداشته و در جهت رشد و بالندگي كشور به كار گيرد. باشد كه به ايراني بودنمان افتخار كنيم .

علاقه عمومی به دانش اندوزی در میان ملت ما هم پیشینه دیرینه و هم پایه های فكری و فرهنگی بسیار ممتاز در میان ملل دنیا دارد. اما این علاقه و اشتیاق مردم به همان اندازه كه باعث سوق جوانان و افراد به سوی دانش اندوزی می شود، می تواند خود بستر رشد امراض و آفاتی بشود كه دقیقاً برعلیه بسط علم و فرهیختگی عمل نماید. لذا ضروری است كه آداب دانش اندوزی و دانش دوستی و دانش محوری برای عموم و برای مجامع علمی و از همه مهم تر حكومت موردتوجه و رعایت قرار گیرد تا از گزند آفات در امان بمانیم.

1- در شرایط امروز كشور ما، دانش پروری در معرض چهار آفت مهم قرار دارد:

▪اول، كوتوله پروری  در مؤسسات علمی؛

▪دوم، فریبكاری های عالمانه؛

▪سوم، سوءاستفاده از پایگاه قدرت در كسب نام و نشان علمی؛

▪چهارم، مدرك بازی.

2- در پیشرفت علمی، رقابت عالمانه- كه حقیقتاً مسابقه در فهم بهتر واقعیت عینی است- نقش مهمی ایفا می نماید. یكی از پدیده های ناهنجار كه در بسیاری از كشورها و تجمعات علمی دیده می شود، ایجاد یك «كلوپ بسته» است كه به جای رقابت عالمانه، با قلدر مآبی رقیب جدید را از گود مسابقه بیرون می اندازند!

مرض كوتوله پروری علائم متعددی دارد:

یكی از آنها بزرگ كردن اسطوره ای یك فرد و بستن دایره دور اوست، به نحوی كه هر سخن دیگر از همان ابتدا مرفوض به حساب می آید؛ علامت دیگر «رفض دیگران» است؛ یعنی یك دانشكده یا مجموعهبه ظاهر علمي  مدعی می شود كه خود ملاك محك توان علمی خود است و لازم نیست علمیت حضرات در مجامع وسیع تر علمی مطرح گردد. گاه با پررویی گفته می شود: «این مقاله بازی، توهین به ملت است؛ چرا باید حتماً مقالات علمی ما در مجلات معتبر دنیا چاپ بشود تا به اعتبار آن ارزیابی مثبت محسوب گردد؛ ما خودمان باید ملاك باشیم!! البته هیچ فرد ایرانی از این كه مراكز و نشریات علمی ایرانی اعتبار جهانی پیدا كنند نه تنها ناراحت نمی شود، بلكه بسیار نیز بدان مباهات می كند. منتها كسب اعتبار در میان علمای جهان با اشتلم خواندن در خانه و یا ادعاهای پرطمطراق تفاوت دارد. وانگهی دانش كه امری سری نیست؛ اگر كسی به معرفتی دست بیابد، این معرفت در قالب رساله، كتاب، درس، سخنرانی و امثال آن ظاهر می شود؛ پس هرگاه دیدیم خشكسالی است باید بدانیم كه بازار دانش كساد است!

3- مرض مهلك دیگر، فریب كاری های عالمانه است! آنچه در علم شكوه و جلال می آورد، نزدیكی هرچه بیشتر به واقعیت است و لاغیر.

حال اگر ادعای كشفیات بزرگ بكنیم و رسانه های كشور هم از روی ذوق زدگی این ادعاها را منعكس نمایند و بزرگان سیاسی هم به شكرانه به حمایت برآیند. این یك فریبكاری عالمانه است! در علم هر ادعایی باید با برهان باشد و فقط تا جایی كه برهان علمی توجیه می كند، ادعا مورد قبول قرار می گیرد. تجلیل و تكریم های بی پایه، نمونه دیگری است. مثلاً در تجلیل از خدمات علمی فلان دانشمند ایرانی كه به رحمت خدا رفته است، هیچ فرد دانش دوستی تردید ندارد. اما وقتی نفس این تجلیل به یك دكان تبدیل می شود و برخی حرف های بی اساسی در نقش آن مرحوم در توسعه نظریه نسبیت یا سایر امور مطرح می نمایند و این سخنان توسط رسانه ها درج و پخش می شود، علامتی روشن از مرض فوق الذكر است. شاید یك راه ساده برای جلوگیری از اینگونه زیاده روی ها، استفاده از مشورت عالمان سختگیر در ارزیابی ادعاهای علمی باشد كه می تواند دولت، افكار عمومی و ثروت ملی را از هدررفتن باز دارد.

ما همه اینها را از مصادیق فریبكاری های عالمانه می دانم كه در بستر عدم اطلاع مسئولین و حسن نیت آنان و فرصت طلبی «اعتبارپرستان» رشد می یابد.

4- سوءاستفاده از «قدرت سیاسی» (حكومتی) برای كسب نام و نشان علمی، مرض دیگری است كه دانش پروری را در ایران امروز تهدید می نماید. نمونه جالب آن اجیر كردن دانشمندان برای تهیه مقاله و كتاب به نام حضرات است!! جناب وزیر یا مسئول چون فرصت ندارند خود نمی توانند كار علمی كنند، و از سوی دیگر سخت به نام و نشان علمی دلبسته اند؛ لذا از امكانات در اختیار خود استفاده نموده و دانشمندی را اجیر می كنند تا برای او تحقیق نماید و ایشان را به عنوان مؤلف معرفی كند!! از آن جالب تر سخنرانی علمی «سفارشی» است! البته در امور سیاسی مرسوم است كه سخنرانی سیاستمداران بزرگ را گروهی فرهیخته مطابق خطوطی كه مدنظر آن سیاستمدار است تهیه نمایند و آن را در اختیار سیاستمداران برای ارائه قرار دهند، اما اینها «امتیاز» محسوب نمی شوند. جالب و بدیع آن است كه جناب مسئول در یك سفر كاری و سیاسی هوس سخنرانی علمی می كند، نه وقت دارد كه تأملی كند و نه ذهن او مطلبی دارد: لذا به صاحب فضل نیازمندی می گوید: «مقاله علمی درجه یك برای من بنویس» مقاله را آقا می خواند و در ركورد دانشگاهی برای كسب مدارج، ثبت و ضبط می كند!!

نمونه دیگر، ظهور علامه های رسانه ای است!! یعنی برخی را با بوق و كرنا باد می كنند كه فلانی فیلسوف است، متفكر است، سقراط است و... تا بدین وسیله آنچه را كه می خواهند از دهان این «نوابغ بادی» در ذهن های ساده و مشتاق بكارند.

5 - پنجمين آفت دانش پروری، مرض و بلكه سرطان «مدرك بازی» است. نمی گویم «مدرك محوری» كه داشتن مدارك معتبر علمی برای تصدی امور مربوط حقیقتاً یك حداقل است و حتماً باید چنین باشد. با آن كه معتقدم مدرك تنها، حكایت از عمق فهم علمی نمی كند، چه بسا افراد با مدارك علمی هم شأن به لحاظ سطح دانش و عمق آن، با یكدیگر اختلافات فاحش دارند.

اما مسئله «مدرك بازی» داستان كاملاً جدایی است! مدرك بازی یعنی در یك سیستم حكومتی- مدنی بتوان مدارك علمی مورد علاقه را- بدون طی مراحل تعلیمی- تولید كرد و از عنوان آن استفاده های معادل مدارك تعلیمی نمود! علاوه بر ظهور دكه های چاپ مدرك، برخی روش های دیگر هم باید طرح گردد؛ مثلاً برخی از قدرتمندان سیاسی، استاد خود را به دفتر كار خود احضار می كنند تا از آنان امتحان به عمل آورند! و آن دیگری خود طراح سؤالات خود می باشد، یعنی «بالماسكه» به نحو جدید!

از جوانی كه «آقازاده» است پرسیدند: «كه چرا دنبال كسب علم نمی رود و به سوی «مدارك تولیدی» روی آورده است؟» گفت: «حقیقت امر این است كه در علم پول نیست و من مشغول «بیزینس»سنگین هستم، ولی برای حیثیت و ازدواج و حتی پیشبرد امور در داخل، به یك مدرك در سطح دكترا نیاز دارم! »

و بدین سان جمع دانش دوستان و كسانی كه با همه توان به آموختن علم همت می گمارند مورد اهانت قرار می گیرند و ارزش كار علمی پایین می آید و از اعتماد مردم كاسته می شود. این مهلك ترین مرض در راه بسط علم در كشور است.

مرض ديگر ، اسطوره سازي هاي علمي در جامعه است . دانشمندعزيزي كه نظريات او در صد سال يا پنجاه سال  قبل مورد توجه جامعه و در جهت پيشرفت جامعه ي زمان خود بوده سالهاي سال مورد استدلال قدرتمنداني  قرار مي گيرد كه مي خواهند با سوءاستفاده از محبوبيت او بر مسند قدرت تكيه زده و منافع مالي و سياسي خود را تامين كنند.

.........

رقيب سفله محرم در حريم يار و ما محروم

سپهرا تا به كي دون پروري ، زين وضع تغييري

به تنگ آمد دلم از نام و از ننگ اي جنون، شوري

نشد از عقل آسان مشكلم ، اي عشق ، تدبيري

به لب آمد ز درد بي دوا ، جان ، ساقيا جامي

بشد بنياد دل زير و زبر ، مطرب ، بم و زيري

....

------------------------------------------------------------------------------

عذر خواهی از دوستان عزیز و ارجمندم :

مدتی است که بدلیل مشکلاتی که در اینترنت وجود دارد( و البته شاید این مشکل فقط در شهر ما و یا خط اینترنتی که من از آن استفاده می کنم وجود داشته باشد)نمی توانم در وبلاگ دوستانم کامنت بنویسم . از این بابت از همه ی عزیزان عذرخواهی می کنم .مطالب خوب همه ی شما را می خوانم. موفق و سربلند باشید.

+ نوشته شده در  90/02/19ساعت 10:23  توسط زین العابدین حسین زاده  | 

روز معلم؟؟؟

هر ساله مقام شامخ معلمي در هريك از كشورهاي جهان به ريباترين شكل ممكن گرامي داشته مي شود . اين گرامي داشتها اختصاص به هيچيك از اديان و مكاتب بشري ندارد . مقام معلم در رديف پدر و مادر و شايد به مراتب بالاتر از آن ، عزيز و گرامي داشته مي شود. غالب كشورها ي جهان همگام با يكديگر ، روز پنجم اكتبر را به منظور بزرگداشت مقام معلم انتخاب كرده اند ؛ ايران ما نيز روز دوازدهم ارديبهشت ماه را . ما نه مي توانيم از مجامع بين المللي بخواهيم كه آنان نيز مثل ما دوازدهم ارديبهشت را براي ارج نهادن به مقام معلم انتخاب كنند و نه مي خواهيم همراه و همگام با مردم ساير ملل باشيم؛ حتي اگر افكار و عقايد ديگران را به طور كلي باطل دانسته و خود را عقل كل بدانيم و يا فهم و درك ديگران از واقعيات را بر عقايد خود ترجيح دهيم  . روي سخن من هيچيك از اين رويكردها نيست .

بدون شك و به دور از هرگونه شعار زدگي ، بايد دانست كه سعادت و پيشرفت بشري در گرو علم و تعليم و تربيت انسانهاست . و بنابراين وجود پركت معلمان را بايد بر ايام تبريك گفت .

با اين حال سوالي بي پاسخ در ذهن دارم كه مي خواهم در اينجا مطرح كنم :

حال كه نمي خواهيم همراه با مردم ساير كشورهاي جهان ،  مقام معلم را در روز پنجم اكتبر گرامي بداريم ، چه مي شد كه روزتولد عزيزي را براي اين منظور انتخاب كنيم ؟

معلمان عزيز، ايام به شما افتخار مي كنند ؛ وجود نازنين شما بر ايام مبارك .

بگذاريد يادي از معلمان عزيز و ارجمندم بكنم كه همواره سعي مي كردند  بصيرت و آگاهي و انديشيدن را به من بياموزند ، نه افكار و انديشه هاي زمان خود را.

 معلمان عزیز و ارجمندم ؛ خانمها و آقایان :

ابراهیمی نجات ، ارزنلو ، درخشان ، غلام نژاد ، ابراهیمی ، احمد نژاد ،               زین العابدین زاده ،محبی ، زینالی ، محسن زاده ، فرمند ، محمدی(دبیر علوم تجربی) ، محمدزاده ، عسگرخانی ، آردی ، سرباز ، مریخی ،فراست ،جعفری ،عباسی ، فهمی ، آذرشین ، رحیمی ، یوسفلو ، چراغی ، قریشی ،افشار ، شجاعی ،  نعلبندی  ،طاحونی ،بهلولی، علیزاده ،مصطفی پور، ضیغمی ، نوربخش ، رضازاده ، پناهنده ، محمدی (دبیر ریاضی)،نبی زاده ، رشیدی ، رجبی ،رضانژاد، طلااحمری ،معصومی ، افهم ، ابراهیمی آذر ، آهنین قوه ،کاظم زاده ، رحمانی ، مهرافزا ، نیاکان ، حسنی افشار ، دلشاد ، بزرگ امین ، امانی ، قاجار ، نظرباغی ،اخگر ، طالبی ، فتوحی ،بزرگ نژادیان ، فتوحی ، فروهر،... همه معلمان روی این کره خاکی و والدین عزیزم ( ره )

يادتان هميشه گرامي است . وجود شما بر ايام مبارك .

+ نوشته شده در  90/02/11ساعت 18:36  توسط زین العابدین حسین زاده  | 

من ، تو ، او

من به مدرسه مي رفتم تا درس بخوانم .

تو به مدرسه مي رفتي ، چون به تو گفته بودند كه بايد دكتر بشوي .

او هم به مدرسه مي رفت ؛ اما نمي دانست چرا؟!

من پول تو جيبي ام را از پدرم مي گرفتم .

تو پول توجيبي نمي گرفتي ، چون هميشه پول در خانه ي شما دم دست بود .

او هر روز بعد از مدرسه در كنار خيابان آدامس مي فروخت .

معلم گفته بود انشا بنويسيد.

موضوع انشا اين بود :( ثروت بهتر است يا علم ؟)

من نوشته بودم علم بهتر است . مادرم مي گفت : با علم مي توان به ثروت رسيد .

تو نوشته بودي علم بهتر است ، شايد پدرت گفته بود كه تو از ثروت بي نيازي .

اما برگه ي او سفيد بود .

او انشا ننوشته بود . خودكارش روز قبل تمام شده بود .

آن روز معلم او را تنبيه كرد . آن روز او براي تمام نداشته هايش گريه كرد .

هيچ كس نفهميد كه او چقدر احساس حقارت كرد.

شايد معلم هم نمي دانست كه ثروت و علم گاهي به هم گره مي خورند .

گاهي نمي شود بي ثروت از علم چيزي نوشت .

من در خانه اي بزرگ مي شدم كه بهار در حياط اش بوي پيچ امين الدوله مي داد .

تو در خانه اي بزرگ مي شدي كه شبها در آن بوي دسته گلهايي مي پيچيد كه پدرت براي مادرت خريده بود .

اما او در خانه اي بزرگ مي شد كه در و ديوارش بوي سيگار و ترياكي مي داد كه پدرش مي كشيد.

سالهاي آخر دبيرستان بود .براي ساختن آينده بايد آماده مي شديم .

من درس مي خواندم ، دنبال كلاسهاي تقويتي بودم ، من بايد بيشتر تلاش مي كردم.

براي تو  تحصيل در دانشگاههاي خارج از كشور مهم بود . چون برايت آينده ي بهتري را رقم مي زد . او دنبال كار مي گشت . اما او نه انگيزه داشت و نه پول !

او درس را رها كرد.

روزنامه چاپ شده بود.

هر كس دنبال چيزي در روزنامه مي گشت .

من رفتم روزنامه بخرم كه اسم ام را در صفحه ي قبولي هاي كنكور جستجو كنم .

تو رفتي روزنامه بخري تا دنبال آگهي اعزام دانشجو به خارج از كشور بگردي .

نام او در روزنامه بود!

روز قبل در يك نزاع خياباني كسي را كشته بود .

من آن روز خوشحال تر از آن بودم كه بخواهم به اين فكر كنم كه كسي كسي را كشته است . تو هم آن روز مثل هميشه بعد از ديدن عكسهاي روزنامه ، آن را كناري انداختي.

اما او آنجا بود ؛ در بين صفحات روزنامه .

براي اولين بار در زندگي اش بود كه به او اينهمه توجه شده بود .

چند سال گذشت .

وقت گرفتن نتايج بود . من منتظر گرفتن مدارك دانشگاهي ام بودم. تو مي خواستي با مدرك پزشكي ات برگردي ؛ همان آرزوي ديرينه ي پدرت ؛ اما او هر روز منتظر شنيدن صدور حكم اعدام اش بود .

وقت قضاوت بود . جامعه ي ما هميشه قضاوت مي كند .

من خوشحال بودم كه مرا تحسين مي كنند . تو به خود مي باليدي كه جامعه ات به تو افتخار مي كند . او شرمسار بود از اينكه مردم سرزنش و نفرين اش مي كنند .

زندگي ادامه دارد . هيچ وقت پايان نمي گيرد.

من موفقم ؛ مي گويم : نتيجه ي تلاش خودم است . تو مي گويي نتيجه ي پشتكار خودت است كه خيلي موفقي . اما او حالا زير مشتي خاك است . مردم گفتند : مقصر خودش است .

من ، تو ، او ؛ هيچگاه در كنار هم نبوديم ؛ يكديگر را نشناختيم ؛ هيچگاه ! ؛

اما ؛ من و تو اگر به جاي او بوديم ، آخر داستان چگونه بود؟

 

+ نوشته شده در  90/02/04ساعت 9:41  توسط زین العابدین حسین زاده  | 

پرورش خلاقيت كودكان

آشنایی با دانش آموزان خلاق :

·  دانش آموزان خلاق اغلب با آب وتاب حرف می زنند.

·  جزییات را می‌گویند و رفتارهایشان را به نمایش می‌گذارند.

· می‌خواهند مطرح شوند.

·  دنبال سوژه می‌گردند تا برنامه ریزی بکنند.

خصوصیات دانش آموزان خلاق

· دقت و توجه شدید در گوش دادن ، مشاهده کردن یا انجام دادن کاری

· استفاده از قیاس در صحبت کردن

· ابراز هیجان در اثر یک اکتشاف

·عادت به پرسیدن سوال و آزمودن نتایج

· یادگیری از روی ابتکار شخصی

·  عادت به گلچین و وارسی منابع مختلف (کتاب، تلویزیون، سوال از استاد، رایانه و...)

· صداقت و میل شدید به اطلاع یافتن از امور

·  طرح سوالات عجیب و غیر معمول بالاتر از سطح علمی و سن دانش آموزان

·  نگاه کردن با دقت به اشیا

· اشتیاق در صحبت کردن در مورد کشفیات دیگران

· مستقل عمل کردن و حس استقلال طلبی بالا

· شور و نشاط و مشغولیتهای شدید جسمانی

· ادامه کار بعد از تمام شدن وقت (نقاشی کردن بعد از زنگ تفریح ، گوش دادن به موسیقی و ...)

· دقت نظر فوق‌العاده و الگو برداری در نگاهها

· استفاده از نظرات و اشیا برای دستیابی به یک هدفی معین

·پی بردن به روابط در اموری که به ظاهر از هم بی‌ارتباطند.

· طرح رابطه‌ها مانند اینکه وقتی برف آب می‌شود رنگ سفید آن کجا می‌رود.

· میل به اطلاع یابی و کشف احتمالات

·علاقه مندی به چیستان و معماها و یافتن پاسخشان

· فکر کردن به چیزی که در تلویزیون ، رایانه و سایر رسانه‌ها نشان داده می‌شود.

·  استفاده از اکتشاف یا تجربه

·  بررسی و مطالعه الگوهای اختراعی دانشمندان

·  مطالعه خاطرات و سخنان دانشمندان و بزرگان

·  معاشرت و صحبت با بزرگان و دبیران و احساس لذت از این صحبتها

· دست کاری روابط ریاضی برای ایجاد رابطه جدید

· علاقه‌مندی به فشرده‌سازی و خلاصه‌نویسی مطالب

لطفا براي خواندن ادامه مطلب كليك فرماييد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/01/28ساعت 10:15  توسط زین العابدین حسین زاده  | 

كمرويي كودكان و راههاي مقابله با آن

در هر جامعه درصد قابل توجهي از کودکان، نوجوانان و بزرگسالان بدون آن که تمايلي داشته باشند، ناخواسته خودشان را در حصاري از کمرويي محبوس و زنداني مي کنند و شخصيت واقعي و قابليت هاي ارزشمند ايشان در پس توده اي از ابرهاي تيره ي کمرويي، ناشناخته مي ماند.چه بسيار دانش آموزان و دانشجويان هوشمند و خلاقي که در مدارس و دانشگاه ها فقط به دليل کمرويي و معلوليت اجتماعي، همواره از نظر پيشرفت تحصيلي و قدرت خلاقيت و نوآوري نمره ي کمتري از همسالان عادي خود عايدشان مي شود؛ چرا که کمرويي يک مانع جدي براي رشد قابليت ها و خلاقيت هاي فردي است.پديده ي کمرويي در بين بزرگسالان و افراد مسن بسيار پيچيده تر است و چنين پيچيدگي رواني ممکن است در اغلب موارد، نيازهاي دروني، تمايلات، انگيزه ها، قابليت ها، فرصت ها، هدف ها و برنامه هاي شغلي، حرفه اي و اجتماعي ايشان را به طور جدي متأثر و دگرگون کند.پرداختن به پديده ي کمرويي و بررسي مباني روان شناختي آن از اين رو حائز اهميت است که تقريباً همه ي ما به گونه اي تجاربي از کمرويي را در موقعيت هاي مختلف داشته ايم.

 

مقابله با کمرویی کودکان

اگر کودکی دارید که خجالتی است ، راههای زیادی برای از بین بردن خجالت وی به صورت منطقی و ظریف دارید. به عنوان مثال: با کودکان همسن فرزند خود هم صحبت شوید و در بازی های آنها شریک شوید. اگر کودک شما نخواهد صحبت کند و یا در بازی شرکت کند ، نگران نشوید.

شما و هر کاری که شما با بچه ها انجام دهید که منجر به پاسخ خوب بچه ها شود، به عنوان الگویی است که اجتماعی رفتار کردن را نشان می دهد. شما در ضمن به کودک خود نشان می دهید که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند. کمرویی کودکان خجالتی با برقراری ارتباط بیشتر با افراد ناآشنا ، سریعتر کاهش خواهد یافت. با این وجود مواجه سازی اگر به صورت تدریجی باشد ، بهترین نتیجه را خواهد داشت. در هر زمان اجازه دهید که کودک با موقعیت ها و افراد درگیر شود ، قبل از اینکه شما کودک را برای ارتباط ، تحت فشار قرار دهید.
کمک کنید که اعتماد به نفس کودک در یک موقعیت زمانی جدید به صورت تدریجی افزایش یابد و این موقعیت می تواند یک فروشگاه مورد علاقه وی باشد که کودک به طور تدریجی شروع به دادن سفارش خود می کند و همچنین می تواند یک زمین بازی محلی باشد که کودک بالاخره از کودکی که اغلب او را در آنجا دیده است ، اسمش را می پرسد.
کودکان خجالتی را بیشتر در معرض کودکان کوچکتر قرارداده و در صورت امکان کودک را در معرض انواع موقعیت ها و افراد قرار دهید تا به تدریج بیشتر و اجتماعی تر عمل کند.

ضمنا يادمان باشد كه اغلب كمرويي والدين و اطرافيان به كودك سرايت مي كند؛ اين يك موضوع هشدار دهنده است

+ نوشته شده در  90/01/24ساعت 8:53  توسط زین العابدین حسین زاده  | 

دوستي و دوست يابي

اگر اندكی دقت كنید ، متوجه خواهید شد كه شما آگاهانه و یا ناخود آگاه به دنبال دوست هستید. اما آیا تا كنون فكر كرده اید كه دوستی چیست و دوستی حقیقی كدام است؟ از آنجا كه انسان موجودی اجتماعی است ، صرف نظر از اینكه در چه جامعه ای زندگی می كند طبعاً به دنبال یافتن یاران و دوستان و همراهانی برای خود است . البته چون این گزینش در میان اقوام و ملل مختلف ، شكل های متنوعی پیدا می كند و با انگیزه های گوناگون یا بر اساس احساسات متفاوت عقلانی ، عاطفی و غیر از آن به وجود می آید ، تعاریف مختلفی نیز از این واژه ارائه شده است. گروهی دوستی را صرفاً به معنای " معاشرت" دانسته اند. گروهی دیگربراین باورند كه دوستی عبارت است از یك نوع ارتباط خاص كه در مقاطع مختلف و یا در زمانی خاص ، میان افراد پیدا می شود. برخی دیگر نیز معتقدند كه دوستی یك نوع قرار داد اخلاقی است كه با انگیزه های خاص دنیوی و اخروی بین افراد به وجود می آید.
در تفسیر المیزان درتوضیح كلمه " أَخِلاّء" دوستی چنین تعریف شده است: " كلمه أخلاّء جمع خلیل به معنای دوست است. و اگر دوست را خلیل گفته اند بدان جهت است كه آدمی ، خُلّت یعنی حاجت خود را به او می گوید. و ظاهراً مراد از اخلاّء ، مطلق كسانی است كه به یكدیگر محبت می كنند. چه متقین و اهل آخرت كه دوستی شان با یكدیگر به خاطر خداست ( نه به خاطر منافع مادی) و چه اهل دنیا كه دوستی هایشان به منظور منافع مادی است در كتاب " المحجّهٔ البیضاء " ، دوستی چنین تعریف شده است: " دوستی یعنی همنشینی ، معاشرت و گفتگوی انسان با افرادی كه به آنها علاقه و محبت دارد ، زیرا با غیر دوست معمولاً كسی قصد معاشرت ندارد. این دوستی و ارادت و محبت ، یا لِذاته است (یعنی به خودی خود مطلوب است ) و یا مجازی و واسطه ای است كه انسان به وسیله آن به دوست حقیقی برسد."

بنابراین دوستی ها ممكن است براساس منافع مادی و خواهش های نفسانی و اغراض و احساسات باشد و یا بر اساس یك انگیزه صحیح . با استفاده از آنچه گذشت ، دوستی صحیح بر اساس معیارهای دینی را این چنین تعریف می شود :

محبت ، علاقه ، ارتباط روحی ، حسن معاشرت و گفتگو میان دو فرد و یا بین افراد جامعه با ملاك صحیح و انگیزه های الهی ، به طوری كه دوستان بر اساس آن بتوانند نیازهای فردی و اجتماعی و احتیاجات دنیوی و اخروی خود را تأمین كنند.

دوستی و محبت دارای مراتب و درجاتی است. نباید تصور كرد كه دوستی بین افراد ، یكسان است. حقیقت این است كه دوستان مراتب مختلفی دارند ؛ بعضی به عنوان دوست كامل شناخته می شوند ؛ زیرا از همه ی ویژگی ها و شرایط یك دوست كامل برخوردارند و بعضی شرایط كمتری را در خود جمع كرده اند. با مطالعه احادیث و روایات هم به این مطلب پی می بریم كه دوستان به چند نوع تقسیم شده اند.

امام صادق علیه السلام فرموده است:

دوستی و رفاقت حدودی دارد. كسی كه واجد تمام آن حدود نیست، دوست كامل نیست و آن كس كه دارای هیچ یك از آن حدود نباشد اساساً دوست نیست.

در صورت تمايل ادامه مطلب را بخوانيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/01/18ساعت 9:13  توسط زین العابدین حسین زاده  | 

روز جهاني اتيسم گرامي باد

سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۸ با تصویب قطعنامه ای در مجمع عمومی در نیویورک دوم آوریل مصادف با ۱۳فروردین را روز جهانی آگاه سازی برای اتیسم نامید و از تمام کشورها ي جهان خواست كه در جهت افزایش آگاهی ملتهای خود نسبت به حل معضل اتیسم تلاش کنند.

سال گذشته بسیاری از کشورها از جمله آمریکا و بعضي دیگر از کشورهای توسعه یافته  ، ماه آوریل را ماه اتیسم نامیده و برخی دیگر از کشورها هفته ي اتیسم برگزار کرده و فعالیتهای متنوع و پرحجمی در جهت آگاه سازی عمومی و آشناسازی مردم با روشهای جدید شناخت و درمان اختلال اتيسم  انجام دادند .

اميد و انتظار دارم كه در كشور ما هم اگر مسئولان مومن ، دلسوز  و خداجويي  وجود دارند ، نغمه هاي به ظاهر نامفهوم ولي پر از ناله هاي استمداد اين فرشتگان خاموش را بشنوند و جهت خدمت به خلق خدا قدم بردارند .   

+ نوشته شده در  90/01/11ساعت 10:14  توسط زین العابدین حسین زاده  |